محمد يوسف حريرى

111

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

فرهنگى درست در مقابل اسلام بوده است . زندگى عرب‌هاى شهرنشين و باديه‌نشين عصر جاهلى زندگى بدوى شبانى و دامدارى قبيله‌اى بسته‌اى بود . اعتقاد به سرنوشت لا يتغير و دخالت ارواح شرير و از آن‌جا توسل به كهانت و فال و زجر و طيره و هاتف و جن و انواع قرعه‌كشىهاى قمارگونه در ميان آنان رواج داشت . شأن زن در حد اشياء و جانوران بود . در هنگام حيض او را طرد مىكردند و يا به انواع شبه طلاق‌ها او را بلاتكليف ( در حالتى كه نه همزيستى بود و نه طلاق ) نگاه مىداشتند و به او ارث نمىدادند حتى خود او را به ارث مىبردند و چنان‌كه مشهور است بعضى از آنان دختران خود را زنده به گور مىكردند . در روابط اجتماعى نيز غارت و جنگ و جدل قبيله‌اى جزو نهادهاى اجتماعى شده بود . در مورد ديه و قصاص نيز حد و مرزى نمىشناختند و فقط به كشتن قاتل اكتفا نمىكردند بلكه متعرض كسان و قبيلهء او هم مىشدند . ربا در معاملاتشان وارد شده بود . در روابط جنسى بىبندوبار بودند و فحشا به صورت علنى برقرار بود . تقدس دادن به انواع بتواره‌ها ( از جمله سنگها و توتمهاى گياهى و زراعى و حيوانى ) و ستاره‌پرستى رواج داشت . در قرآن كريم بارها به بعضى عقايد و احكام و نيز اخلاق رذيلهء جاهليت اشاره شده است . ( قرآن پژوهى ، ص 554 الى 559 ) جاهليت الاولى وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى ( احزاب ، 33 ) به احتمالاتى : 1 . فاصله زمانى ما بين حضرت آدم و حضرت نوح ( عليهما السلام ) است . 2 . عصر ميان حضرت نوح و حضرت ادريس ( عليهما السلام ) است . 3 . عصر ميان حضرت داود و حضرت سليمان ( عليهما السلام ) است . 4 . تا عصر ولادت حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) است . 5 . از ظهور حضرت عيسى عليه السّلام تا بعثت پيامبر اسلام است . 6 . عصر پيش از ظهور اسلام است حدود 150 تا 200 سال پيش از پيامبر اسلام ( مكتب اسلام ، ش 431 ، ص 46 ) جبار الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ( حشر - 23 ) قاهر . مسلط بر همه‌كس و همه‌چيز . از اسماء ذات خداى تعالى است ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 89 و 137 ) - اين صفت براى تعظيم خداوند است زيرا معنى آن اقتدار و توانايى است و ذات بىمانند حق همواره جبار است . بدان معنى كه عارف را به سوى تعظيم بدان مىخوانند و به واسطه نعمت‌ها حال مردم را اصلاح مىكند . بعضى گويند جبار آن است كه ذليل و خوار است براى ما سواى او و هيچ دستى به هم به او نمىرسد ( فرهنگ لغات قرآن - ج 1 - ص 257 ) جبت ( ج ) يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ ( نساء - 51 ) معبود باطل و بت . بتى كه بت‌پرستان بدان ايمان مىآورند و هرچه را كه علم كنند براى ستايش ( دائرة المعارف قرآن كريم - قاموس قرآن ) جبرئيل ( ج ر ) ( ج ر ) همان - جبريل